چگونگی انتخاب نیرو برای استخدام

هنوز نگاه خواجه نصیر الدین طوسی، برای چگونگی استخدام نیرو قابل توجه است. البته مطالب زیر متن اصلی نیست و بسیار تلاش شده است که ساده بیان شود.

مدیر و کارمند
توصیه های اخلاقی خواجه نصیرالدین طوسی جهت به کار گیری نیروها ، مدیریت و استخدام آنان
Tagged :

چرایی حقوق پدر و مادر

( از نگاه خواجه نصیرالدین طوسی)پس از خداوند و ادای حقوق او، هیچ فضیلتی بالاتر از رعایت حقوق  پدر و مادر و شکر نعمت های  و بدست آوردن رضایت آنان، نیست. خداوند نیازی به رعایت حقوق خود، ندارد اما والدین به آن محتاج اند و منتظراند. علت شبیه بودن ادای حقوق خداوند به پدر و مادر در همین رشدها و تربیت هاست.

بدست آوردن  رضای پدران و مادران مهم است زیرا:

۱- پدر و مادر فرزند را ایجاد کرده اند و  تمامی مراحل نشو و نما و غذای او را که سبب بقا بوده است را تأمین کرده اند و او را  هم از نظر نفسانی از قیبل ادب و هنر و حرفه و روش های کسب، تربیت کرده اند و هر چه با سختی روزگار تهیۀ می‌کنند  برای فرزند باقی می گذراند. ۲- مادر علاوه بر این ها ۹ ماه  حمل فرزند را تحمل  کرده و با مخاطرات ولادت و کشیدن دردها به او غذا و انرژی داده است و او را از خطرات حفظ کرده است و از شدت محبّت به او حیات او را بر حیات خود ترجیح داده است.

 چگونگی رعایت حقوق پدر ومادر: عقوق  (آزار پدر و مادر) والدین
۱- دوستی خالص با آنها به دل وجذب رضایت آنها در کلام و رفتار: مانند تعظیم و اطاعت و خدمت و سخن نرم و تواضع و …. تا آنجا که مخالفت رضای خدای باری تعالی نباشد.  اگر مخالفتی دارند بهتر است با خوش رفتاری و به طریق حل مشکل عمل کنند نه به روش درگیری و ناراحتی ۱- اذیت پدر و مادر به کم محبت کردن یا به کلام یا عملی که باعث ناراحتی آنان شود. مثل تحقیر، مسخره کردن یا دیوانه دانستن آنان و….  
۲- کمک به آنان در نیازهای زندگی قبل از اینکه طلب کنند بدون منت گذاشتن و طلب عوض به قدر امکان، تا حدی که مشکل رفع شود. ۲- بخل نسبت به آنان و ایجاد درگیری با آنها، در اموال و معیشت و یا بخشش با طلب عوض یا بخش با منت، یا خیلی مهم دانستن کاری که برای آنها انجام داده است.
۳- اظهار خیرخواهی آنان در پنهان و آشکار و حفظ وصیت های آنان و دستورهای نیکی که داده اند چه در زندگی چه بعد از وفات آنها ۳- اهانت به آنان و نامهربانی کردن در نهان و آشکار ودر حیات و خوار داشتن نصحیت ها بعد از مرگ آنها  
۴-  محبت به آنها: محبت والدین به فرزندان طبیعی است و غیر ارادی اما محبت فرزند بر پدر و مادر ارادی است، به همین دلیل بر محبت والدین تأکید شده است  
۵- حقوق پدر روحانی تر است و حفظ احترام او واجب است و حقوق مادر جسمانی تر است زیرا به جسم فرزندش هم از احساس های اولیه و هم رشد وجودی وابسته تر است. فرزندان باید به مادران میل و محبت بیشتری داشته باشند و علاوه بر حقوق پدر که شامل اطاعت و ذکر خیر او و دعا و ثنا است باید به دادن هدایای مالی و ایجاد شرایط معیشتی که جسمانی تر است برای مادر، اقدام کنند.  
Tagged :

آداب غذا خوردن از نگاه خواجه نصیر

آداب غذا خوردن:

ابتدا دست و صورت بشوید، شروع به غذا خوردن قبل از دیگران نکند مگر اینکه میزبان باشد. دست و لباس خود آلوده نکند، لقمه به اندازه بردارد. مقدار نگه داشتن در دهان لقمه به اندازه باشد. انگشت نلیسد. غذا را بو نکند و بعد انتخاب کند. اگر غذا کم بود بر دیگران تعارف کند و برای آنان باقی گذارد. به کسی که با او غذا می خورد نگاه نکند و به لقمۀ او نگاه نکند. هر چه در دهان داشته در سفره نگذارد. و آنچنان از دهان بیرون آورد که دیگران متوجه نشوند. اگر چیزی از کسی نفرت دارد همان را انجام ندهد. به شیوه ای غذا بخورد که اگر کسی (مثل پدر و مادر) قصد داشت باقیمانده غذای او را بخورد، نقرت نداشته باشد.

اگر زود غذایش تمام شده و یا سیر شده، مدتی صبر کند تا دیگران هم از غذا فارغ شوند. اگر همه غذا خوردنشان تمام شده او هم تمام کند، حتی اگر گرسنه باشد، مگر اینکه در خانه خود یا آشنایان باشد. در هنگام غذا اگر به آب احتیاج دارد، به نهیب (باصدا و یک دفعه) نخورد. موقع غذا خوردن صدا از دهان و حلق خود بیرون نیاورد. خلال کردن را در حضور دیگران انجام ندهد و آنچه خلال شده در جایی قرار دهد که موجب نفرت دیگران نباشد. موقع شستشوی دستها در پاک کردن انگشتها و ناخن ها حداکثر تلاش را بکند.

Tagged :

آداب راه رفتن و نشستن از دیدگاه خواجه نصیر

آداب راه رفتن:

سبک و به تعجیل  مانند بی عقل ها، راه نرود. خیلی هم با تأنی و کند  مانند تنبل ها، راه نرود. با تکبّر راه نرود. همانند کسانی که بیماری جنسی دارند موقع راه رفتن، اعضاء بدن را نجنباند. موقع راه رفتن دائماً پشت سر خود را  مانند احمق ها نگاه نکند. سر افکنده راه نرود، زیرا دلیل بر غم و حزن است و در هر حال اعتدال را  نگه دارد.

۳- آداب نشستن و حضور یافتن در پیش دیگران:

موقع نشستن، پاهایش را روی هم نیاندازد، به زانو ننشیند مگر در خدمت استاد یا پدر، موقع نشستن، سر بر زانو نگذارد که علامت کسلی یا غم است، با ریش و مو و دیگر اعضاء بدن بازی نکند. انگشت در دهان و بینی نکند، از انگشتها و گردن صدا در نیاورد. از دهان باز کردن و خمیازه کشیدن احتراز کند. آب بینی و دهن در حضور مردم دفع نکند. اگر ضروری بود باید بدون صدا باشد و به سر دست و لباس پاک نکند، از تف انداختن اجتناب کند.

اگر در محفلی می نشیند، مرتبه خود را بداند نه بالاتر از حد خود و نه پایین تر بنشیند. مگر اینکه از همه بزرگتر باشد. که هر جا بنشیند، صدر آنجا است. اگر غریب بود جا بجایی خود را بدون سر و صدا انجام دهد.

پیش مردم لخت نشود و فقط روی و دستش برهنه باشد. ساعد، پا و از زانو تا ناف به هیچ حال نه در تنهایی و نه در حضور مردم برهنه نکند. به پشت پیش دیگران نخوابد. بخصوص اگر خر و پف کند. اگر در حضور مردم خواب او را گرفت اگر می تواند برخیزد و گرنه با سخن یا فکری از سر خود خارج کند. اگر همه خوابیده بودند او نیز همراهی کند و گرنه بیدار در حضور آنان ننشیند و بیرون آید.

خلاصه آنکه چنان رفتار کند که از او به مردم نفرت یا زحمت نرسد و بر هیچ کس و در هیچ جا، مایه دردسر نباشد. اگر رفتاری مشابه  رفتارهای گفته شده، دارد تلاش کند تا ترک عادت کند.

Tagged :

آداب سخن گفتن از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی

خصصویات رفتاری که کودکان و بزرگسالان نیاز دارند و نیاز کودکان بیشتر است. (مطالب باز نویسی و اصلاح شده است)

آداب سخن گفتن: بسیار نگوید، سخن دیگران را قطع نکند، اگر حکایتی را که تعریف می کنند می داند، دانستن خود را اظهار نکند تا سخن فرد مقابل تمام شود. اگر چیزی را از کس دیگری پرسیدند او جواب ندهد، اگر سؤال از یک گروه انجام شد، در پاسخ دادن عجله نکند، تا بهترین جواب را بدهد، در جواب گفتن به فرد مقابل به او طعنه نزند. در بحث هایی که بین دیگران اتفاق می افتد، دخالت نکند. اگر سخن گفتنشان را پنهان می کنند، استراق سمع نکند، و تا او را مشارکت ندهند، دخالت نکند.

در هر مجلسی، مناسب همان مجلس سخن بگوید. در هنگام حرف زدن، با دست و چشم و ابرو اشاره نکند. مگر اینکه در حال گفتن، مطالب لطیف طنز باشد و نیاز باشد. راست و دروغ مردم را به رو نیاورد. با بزرگترها و با کم عقل ها  لجاجت نکند و کسی که با او بحث فایده ندارد، بحث نکند. اگر در بحث، طرف مقابل برتری داشت، انصاف دهد و بپذیرد، از مورد خطاب قرار دادن مردم عادی، کودکان و جنس مخالف و دیوانگان و مستان احتراز کند. سخنان ظریف و نغز با کسی که نمی فهمد نگوید و با لطافت صحبت کند. حرکات و صحبتها و اعمال هیچ کس را تقلید و بازگویی نکند، سخن های ترسناک نگوید. در پیش رئیس ها و بزرگترها با سخنان نیک شروع کند. 

از غیبت، تهمت و سخن چینی و دروغ گفتن اجتناب کند به حدی که هیچ وقت انجام ندهد و با افراد اینچنین نشست و برخاست نکند و از شنیدن آنها امتناع کند. کلاً شنیدن بیشتر از حرف زدن باشد. (دو گوش و یک زبان دارد).

با بزرگترها صریح صحبت نکند و صدایش نه کوتاه باشد و نه بلند، بلکه به اعتدال باشد. اگر سخن پیچیده ای دارد، مثال های واضح بزند، از کلمات  غامض و نامستعمل، استفاده نکند. تا سخنی تمام نشده، جواب ندهد. تا مطلبی را در ذهن، بررسی نکرده باشد، در بیان نیاورد.  سخن خود را تکرار نکند مگر اینکه احتیاج باشد، و اگر احتیاج به این کار بود، به ناراحتی و فحش دادن، انجام ندهد. اگر مجبور به استفاده از کلمات رکیک بود، به کنایه مطرح کند و ذهن دیگران را به منکرات آلوده نکند.

Tagged :